تبلیغات
دانلود رمان - مطالب ابر دانلود رمان عاشقانه pdf
 

دانلود رمان یک روز با ما ، یک روز بر ما

دانلود رمان یک روز با ما ، یک روز بر ما

نام رمان : یک روز با ما ، یک روز بر ما
نویسنده : samira-mis کاربر انجمن نودهشتیا
تعداد صفحات : ۲۲۰

خلاصه داستان :

رمان در مورد دختر و پسریه که سرنوشت کاری میکنه که جایگاه اجتماعیشون تغییر کنه و خیلی اتفاقی ، دوباره بعد از جدایی چند ساله سر راه هم قرار بگیرن!

با تشکر از samira-mis عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

جلوی در دبیرستان دخترونه دست به سینه به در مدرسه خیره شده بود و یه پاش و به بنز آخرین مدل زده بود….باید منتظر میموند تا عشقش بیرون بیاد….با این فکر به خودش پوزخند زد
*خوش خیال!
صدای جیغ اولین دختر به گوش رسید..پاش رو انداخت و صاف ایستاد..دخترها یکی یکی از در خارج شدن!!!اما اینها خیلی بچه سال بودن..دختری که اون منتظرش بود سال آخر دبیرستان بود…خیلی هم زیبا بود…تمام بدنش چشم شده بود .هر چند لازم به این کار نبود…قد بلندش از بقیه متمایزش میکرد هیچ….کسری چشم بسته هم اون رو از بین این جمعیت میشناخت!!!
-بسه دید زدن اینها در حد و اندازه تو نیستن!!!
کسری نگاهش رو به دختر مو مشکی با چشمهای قهوه ای که به تازگی دستی هم تو صورتش برده بود کرد…بی توجه به خنده ی تمسخر آمیز دوستاش تو دلش به این زیبایی احسنت گفت!
-در و باز کن دیگه..میخوای من و در و برای تو باز کنم تا خونه برسونمت؟
کسری بدون هیچ حرفی در عقب رو براش باز کرد.
-بشین تو ماشین هر وقت بخوام سوار میشم!!!
باز صدای قهقهه ی دخترهای هم سن و سال و هم فرهنگ بالا رفت..یکیشون که دلش رو گرفته بود و انگار نمایش کمدی نگاه میکرد.
*کسری خاک بر سرت…اینهمه تحقیر میشی باز هم میبینیش دلت میلرزه….
پشت فرمون نشست و در رو بست..صدای دخترهارو میشنید!!!
بهنوش:خاک برسرت لیاقتت راننده خونتونه…..مگر اینکه اون عاشقت بشه!
الناز در حالی که همچنان دلش رو گرفته بود و میخندید ادامه داد!!!
-فکر کن هانا با لباس عروسی دست تو دست راننده اشون بیاد تو…بعد کلفتشون بیاد براش اسفند دود کنه بگه..عروس گلم….و یه ماچ از اون خیسها از لپش بگیره..خدایی ر..ی..د ه میشه به آرایشت!!!

دانلود کتاب با فرمت PDF

 


خرید بک لینک

 

منبع : http://98ia.co






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عاشقانه Pdf برای کامپیوتر، دانلود رمان عاشقانه Pdf جدید، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان عاشقانه اندروید، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، دانلود رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور برای اندروید، دانلود رمان عاشقانه ایرانی بدون سانسور برای موبایل جاوا،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان فصل وصل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

دانلود رمان فصل وصل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل, دانلود کتاب اندروید, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود کتاب 95 , دانلود کتاب رمان ایرانی, دانلود کتاب برای اندروید

 

نام: فصل وصل

 زبان: فارسی

 ژانر رمان: اجتماعی عاشقانه

تعداد صفحات: 269

 نوع فایل: pdf , epub , apk

 حجم کتاب رمان عاشقانه: 872 کیلوبایت ، 264 کیلوبایت ، 3.54 مگابایت

 نویسنده: فرناز حسینی

 توضیحات:

رمان فصل وصل داستان دختری بنام مایساست که در ابتدای داستان با بعد افسرده اش آشنا میشیم و با ورود پسری به زندگیش که در واقع حکم ناجیش رو داشته،به کل روحیاتش تغییر میکنه.در ابتدا داستان میشه گفت روی یک خط راست سیر میکنه از وسطای داستان فراز و فرود زیادی داره و نمیشه اتفاقات قسمت بعدی داستان رو حدس زد.در اواسط داستان به کل ممکنه ناامید بشید اما پایان خوش و زیبایی داره.این رمان زیبا رو در ادامه مطلب از بلاگ دانلود کنید...

دانلود رمان فصل وصل | اندروید apk ، آیفون pdf ، epub و موبایل

دانلود رمان برای اندروید ، تبلت با فرمت apk

دریافت
حجم: 872 کیلوبایت

دانلود رمان برای آیفون ، آیپد با فرمت epub

دریافت
حجم: 264 کیلوبایت

دانلود رمان برای کامپیوتر ، موبایل با فرمت pdf

دریافت
حجم: 3.54 مگابایت

 

خرید بک لینک


 

منبع : http://lovelyboy.blog.ir






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور Pdf، دانلود رمان عاشقانه Apk، دانلود رمان عاشقانه برای ایفون، دانلود رمان عاشقانه Pdf، دانلود رمان عاشقانه خارجی، دانلود رمان عاشقانه برای اندروید،
لینک های مرتبط :



دانلود رمان راز شاهزاده شهر جادو برای pdf ، اندروید ، کامپیوتر

دانلود رمان راز شاهزاده شهر جادو برای pdf ، اندروید ، کامپیوتر

دانلود رمان های جدید ایرانی
 

قسمتی از داستان رمان راز شاهزاده شهر جادو :

 
مطمئنا هر دختری توی بچگی قصه های پرنسس هایی مثل سیندرلا و سفید برفی و … رو شنیده و ممکنه حتی شاهزاده سوار بر اسب سفید خودشم تصور کرده باشه”حالا اگه یه روز این شاهزاده رویاها واقعی بشه و بیاد جلوی در خونشون چیکار باید بکنه؟!این رمان در مورد دختری با چهره ای بانمک به نام نگین که مثل دخترای دیگه جذابیتای خاص خودشو داره”نگین زندگی فوق العاده معمولی داره در کنار پدربزرگش روز های خوشیو سپری میکنه. اما این زندگی معمولی اونقدراهم طولانی نیست!!!همه چیز چند ماه بعد از تولد ۱۸ سالگی نگین شروع میشه! توی یه روز عادی و آفتابی مثل تمام روزهای دیگه وقتی که داره از دانشگاه بر میگرده نزدیک خونه پسر بچه ی خوشگل و نازی رو میبینه که تک و تنها تو کوچه ایستاده ..آشنایی با این پسر بچه زندگیه دختر داستان مارو از این رو به اون رو میکنه و باعث تغییراتی تو زندگیش میشه که هیچ وقت حتی فکرشم نمیکرده…الان باید خودتون بخونید و ببینید که چی به سر دختر داستان (نگین)میاد.
 
دانلود رمان پرستش با لینک مستقیم برای موبایل و کامپیوتر
تمام روزهای دیگه وقتی که داره از دانشگاه بر میگرده نزدیک خونه پسر بچه ی خوشگل و نازی رو میبینه که تک و تنها تو کوچه ایستاده ..آشنایی با این پسر بچه زندگیه دختر داستان مارو از این رو به اون رو میکنه و باعث تغییراتی تو زندگیش میشه که هیچ وقت حتی فکرشم نمیکرده…الان باید خودتون بخونید و ببینید که چی به سر دختر داستان (نگین)میاد. 
 
دانلود رمان برای pdf

برای دانلود رمان راز شاهزاده شهر جادو برای pdf ، اندروید ، کامپیوتر روی لینک زیر کلیک کنید

 


لینک دانلود :

 

دانلود رمان راز شاهزاده شهر جادو برای pdf،اندروید،کامپیوتر

 

پسورد فایل ( در صورت نیاز ) : www.tooptarinha.com

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عاشقانه ی بدون سانسور، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، دانلود رمان عاشقانه برای اندروید، دانلود رمان عاشقانه خارجی، دانلود رمان عاشقانه Pdf، دانلود رمان عاشقانه برای ایفون،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان سکوت تلخ | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان سکوت تلخ  | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : سکوت تلخ

نویسندگان : Elnaz Dadkhah و پانیذ میردار کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۳٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۳۲۹

خلاصه داستان :

این قصه قصه یه دختره دختری که وجودش پر از اتشه پر از اتش انتقام دختری که میخواد به هر طریقی شده انتقام بگیره و زهرشو بریزه حتی به قیمت از بین رفتن زندگیش اون هیچ ترسی نداره هیچی برای از دست دادن نداره فقط میخواد انتقامشو از زندگی بگیره . نیکا دختری که تو یه شب سرد پاییزی دم در خونشون با بدترین صحنه عمرش مواجه میشه جسد خونین خواهرش رو مقابل خودش میبینه و زندگیش عوض میشه و تصمیم میگیره انتقام خواهرشو بگیره.

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

روزنامه رو روی میز انداختم چشمم روی حروف بزرگ تیتر صفحه اول میلغزید. سرم درد میکرد دست هامو روی شقیقه هام گذاشتم و اروم فشار دادم لرزش عصبی دست هام کاملا مشهود بود با عصبانیت دندون هامو روی هم ساییدم باید اعصابمو کنترل میکردم سعی کردم چندتا نفس عمیق بکشم ولی فایده نداشت تیتر ها تو سرم تکرار میشد با بی حوصلگی از جام بلند شدم و روزنامه رو برداشتم به سمت اتاقم رفتم با قیچی تیتر اول و ماجراش رو بریدم در کشو رو باز کردم و بریده روزنامه رو روی انبوه زورنامه های دیگه گذاشتم. حس میکردم پرده ای از خشم جلوی چشم هامو میبنده داغه داغ بودم انگار حرارت تنم داشت خفم میکرد. با گام های عصبی خودمو به حموم رسوندم و رفتم تو حتی حوصله دراوردن لباس هامو هم نداشتم دوش اب سرد رو باز کردم و با همون لباس ها خودمو کشیدم زیر اب سرد. برای لحظه ای بدن داغم بر اثر تماس با قطرات سرد اب شروع به لرزیدن کرد سرمای اب کم کم به استخون هام نفوذ میکرد و از حرارت بدنم میکاست میتونستم لرزش فک و دندون هامو حس کنم چشم هامو بستم و سعی کردم سرما رو با همه وجود حس کنم.
صدای قدم های بلند و نفس نفس زدن های تند صدای ریزش اب و صدای بلند رعدو برق….خاطره ای نه چندان دور توی ذهنم سایه انداخت. به شدت چشم هامو باز کردم دوش اب سرد رو بستم تنم مثل یخ سرد بود لباس هامو گوشه ای از حموم انداختم و حوله بلندم رو پوشیدم و از حموم بیرون رفتم. یه راست رفتم تو اشپزخونه لیوانی رو تا نیمه اب کردم و دو قرص مسکن رو باهاش انداختم بالا تا شاید از سردردم کم بشه یه فنجون قهوه داغ برای خودم درست کردم و با همون حوله خودمو رو کاناپه انداختم. فنجون رو مقابل صورتم گرفتم گرمایی که از بخار قهوه به صورتم میخورد کمی ارومم میکرد عطر قهوه بهم ارامش میداد. جرعه ای نوشیدم گرمایش از دهان تا معده ام رو گرم و طعمش تلخیه دهانم رو تلخ تر کرد زیر لب گفتم:
- تلخ مثل زندگی
پوزخند سردی رو لبام نقش بست با احساس لرزشی چشمم به موبایلم افتاد که اسم نادیا روش خاموش و روشن میشد با بی میلی جواب دادم
- چیه؟
- سلامت کو؟باز مثل سگ پاچه گیر بد اخلاقی
- گیرم که سلام خب چیکار داری؟
- خوبی؟ منم خوبم تورو خدا خجالتم نده اینقدر حالمو میپرسی همه چی عالیه منم خوبم
- زنگ زدی لودگی کنی؟
- نخیر زنگ زدم به توئه بیشعور بگم خیلی خری که دو ساعته منو تو این سرما اینجا کاشتی اما نیومدی
تازه یادم اومد قرار بود برم ببینمش اه کوتاهی کشیدم و گفتم:
- یادم رفت
- همین؟ یه عذرخواهی کنی بد نیستا!!
- زنگ زدی که من عذر خواهی کنم؟






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان سکوت تلخ | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳) | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳)

نویسنده : Sanaz.MF کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۳٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۳۱۱ و ۱۹۴ و ۱۶۶

خلاصه داستان :

داستان در رابطه با سه نیمه جنِ، این سه نفر هر کدوم در یه نقطه در ایران زندگی میکنن… اما با گذر زمان متوجه نیرو و قدرت های ویژه ای در وجود خود میشوند… هر کدام از آن ها که متوجه قدرت خود میشوند با استاد آشنا میشوند و آموزش میگرند که چگونه این قدرت و کنترل کنن… این سه نفر به طور ناخداگاه با هم رو به رو میشوند… وقتی هر سه آنها نزد استاد میروند متوجه میشنود شخص چهارمی نیز در کار است… و اما این سه نفر مجبور به گشتن به دنبال شخص چهارم میشوند زیرا تا وقتی هر چهار نفر با هم نباشند قدرت هایشان کامل نمیشود ...

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب آتش افزار گمشده (جلد اول) برای اندروید (نسخه APK)

 

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب اتحاد گرگینه ها (جلد دوم آتش افزار گمشده) برای اندروید (نسخه APK)

 

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

قسمت اول:(نیلوفر)
یه بار دیگه با تمام قدرت تیغه های یخی رو به سمتشون پرتاب کردم ولی ازشون رد شد وبه صخره سنگی پشت سرشون خورد.
-اکه هی!
با بیچارگی به سپهر و آیناز نگاه کردم.اوناهم داشتن تمام تلاششون رو میکردن.
آینازهی فرت وفرت تند باد و گردباد واینجور چیزا میفرستاد وسپهر هم صخره میکند وپرت میکرد .ولی دریغ از یک اینچ جابه جا شدن.
آیناز:خاک تو گورم ! حالا چه غلطی باید بکنیم؟
سپهر درحالی که آروم آروم عقب میرفت با حرص گفت:اگه من اون فرزاد عوضی رو دیدم ! زندش نمیذارم ! مگه مرض داری وقتی بلد نیستی روح احضار میکنی؟ای خدا…
همون طور که عقب عقب میرفتیم یهو آیناز داد زد
آیناز: بچه ها اینا که جن نیستن!میتونیم قایم شییم.
ـ هر هر هر !همبرگر!اونوقت انیشتین جون فکر اونم کردی که تو این برهوت کجا قایم شیم؟
سپهر :ماشا الله هزار ماشا الله کورم که شدی نیلوجان! اینجا کوهستانه ! این همه سنگ گنده هست که میشه پشتش قایم شد مغز فندقی!
یه لحظه با خودم فکر کردم که چقد ماها باهم مهربونیم !!!خندم گرفت!
آیناز:باز خوبه من فکر میکردم فقط کوره نگو خلم شده من خبر ندارم.مرض به چی میخندی؟
همون لحظه چشمم خورد به تکه سنگی که روی سر آیناز معلق بود .سریع دستشو کشیدم که باعث شد بیافته روم وباهم نقش زمین شیم.پشت بندش سنگ همونجایی که آیناز وایساده بود محکم خورد به زمین
سپهر با دیدن اون صحنه با عصبانیت گفت :اینا هی دارن میان جلو تر اونوقت شما دوتا عین بز،عین مترسک مذرعه بابا بزرگ چراغ علی دارین بروبر به هم نگاه میکنین؟
آیناز:همه رو یه نفس گفتی؟تنفست تو حلق جی اف نداشتت.





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان آتش افزار گمشده (جلد ۱ و ۲ و ۳) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان بهشت اندازه ما نیست | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان بهشت اندازه ما نیست | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : بهشت اندازه ما نیست

نویسنده : (مهسا.ت)mahsa tanha کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۶ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۴۶

خلاصه داستان :

یاسی… زنی که انگار گذشته اش قرار نیست حالا حالا ها دست از سرش برداره… انگار قراره تا اخر عمر سایه اش رو سرش سنگینی کنه… انگار قراره تا همیشه و تا ابد تاوان اشتباهی رو بده که ۵ سال پیش مرتکبش شد… فکر میکرد ۵ سال قبل تاوانش رو داده و تمام اما گاهی شاید گذشته تا همیشه ادامه داشته باشه… و داستان با خودکشی همسرش شروع میشه… خودکشی که یاسی هیچ دلیلی نمیتونه براش پیدا کنه… و برگشت مردی از گذشته… مردی که بیشترین نقش رو تو اشتباهات یاسی و گذشته اش داشته… و با برگشت اون خاطرات نبش قبر میشن… خاطرات نبش قبر میشن تا رها هم به ایمان بفهمونه که برای برگشت دیره… تا بفهمونه دیگه راهی نیست...

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

-یاسی خانم…یاسی خانم…عزیزم صدامو میشنوی؟…نگام کن
چشم از در نیمه باز حمام میگیرم ونگاهش میکنم
- بیا…یه کم از این اب بخور…ارومت میکنه
ارومم میکنه؟…مگه من چی ام شده؟…مگه نا آرومم؟!
نگاهم رو ازش میگیرم…من…حالم خوبه….فقط نمیدونم
نمی دونم اقای اصفهانی صاحبخونه وزنش مهراوه خانم تو خونه ما چیکار میکنن
نمیدونم اقای اصفهانی چرا انقدر مضطربه وهی راه میره وزنش سعی داره منو اروم کنه
نمیدونم توی حموم ما چه خبره که هم من زل زدم به درنیمه بازش و هم اقای اصفهانی
دائم میره سمتش واز لای در داخل حمام رو نگاه میکنه و با تاسف سری تکون میده و برمیگرده سمت اشپزخونه
و پشت به ما دستش رو میذاره روی چشمهاش و شونه هاش اروم میلرزن
و باز نمیدونم چرا احساس میکنم قلبمو توی اون حمام جا گذاشتم
میخوام از جا بلند بشم…اما نمیتونم…زانوهام…سست شدن…ضعف میرن
یه نگاه به خودم میاندازم…درست مثل ادمی شدم که انگار تازه بعد از ساعت ها از خواب عمیقی بیدار شده
کی مانتو تن من کرده؟…من که مانتو تنم نبود…من تازه رسیده بودم خونه…۵ دقیقه ام نمیشد…خرید هم کرده بودم…
سرده…چرا انقدر سرده…الان که وسط تابستونه این سرما دیگه از کجا پیداش شد…
بند بند استخوان هام انگار از سرما تیر میکشن….
((یاسی دوباره نشستی روی سرامیک ها…خوب خانم من کلیه هات سرما میخوره دوباره))
((مهرداااد!!!….تو دوباره بابابزرگ شدی؟!…خوب کیف میده به ادم))
((برای تویی که هیچ وقت بزرگ نمیشی…همیشه باید به جای شوهر بابابزرگ باقی بمونم))
من چرا اینجا نشستم…روی سرامیک های سرد…من…من داشتم چی کار میکردم…
مهرداد!!!






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان بهشت اندازه ما نیست | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان وحشت با ارواح | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان وحشت با ارواح | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : وحشت با ارواح

نویسنده : سمیرا ۷۳ کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۶ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۶ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۹۴

خلاصه داستان :

رویا دختر جوانی است که به دلیل سفر مادرش برای شرکت در یک کنفرانس پزشکی و سفر برادرش به شمال کشور برای ساخت یک موزیک ویدیو مجبور می شود مدتی را با دوست خود تینا در خانه باغ قدیمی شان تنها بماند اما پس از مدتی اتفاقاتی که برای آنها می افتد موجب ترس و وحشت شان می شود و آنها را وادار می کند که به گذشته خانه باغ سفر کنند که آنها با واقعیتی تلخ و ترسناک رو به رو می کند…

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

من رویا قصددارم امروز داستانی را برایتان تعریف کنم که هنوز هم با یادآوری آن مو بر تنم سیخ می شود. داستان از یک شب گرم تابستانی شروع می شود. شبی که حدوداً یک ماه از نقل مکان ما(من،مامان مینو و رایان داداشم)به این خانه باغ که در یکی از دنج ترین وخوش آب و هوا ترین مناطق حومه شهر قرار داشت می گذشت. منطقه ای که خانه ما در آن قرار داشت اکثرش را ویلا ها و باغ ها تشکیل داده بود. منطقه ای که علی رغم دنج بودن بسیار کم رفت آمد بود و دلیل این رفت آمد کم نیز اتفاقاتی بود که در طی دوسال گذشته رخ داده بود که یکی از مهم ترین این اتفاقات گمشدن مرموز چند دختر و زن جوان(که یکی از گمشدگان همسر مهندس امیری –صاحب سابق خانه باغ ما- )در این منطقه بود. گمشدگانی که تا آن روزکوچکترین نشانی از آنها به دست نیامده بود و همین موضوع باعث اجتناب مردم از این منطقه شده بود. خانه باغ ما دارای یک باغ بزرگ که انواع درختان سربه فلک کشیده در آن کاشته شده بود و یک ساختمان به سبک معماری قدیم و البته کمی ترسناک و عجیب(که دلیلش را در طول داستان برایتان میگویم) خانه باغ ما را تشکیل می داد. من با وجود گذشت یک هفته از اقامت مان در آنخانه به محض تاریک شدن هوا من دچار ترسی عجیب می شدم آن شب هم برای کم کردن ترسم خودم را خواندن رمانی که به تازگی از اینترنت دانلود کرده بوده سرگرم کرده بودم. ساعت نزدیک ده شب بود که صدای ماشینی را از داخل باغ شنیدم کمی ترسم کم شد. کمی بعدصدای باز شد در سالن را شنیدم و بلافاصله صدای مامان مینو را که اسمم را صدا میکرد.
-رویا رویا؟
از جایم بلندشدم و به سمت در ورودی خانه رفتم. مادرم با دیدن من با تعجب به من نگاه کرد.
-چیزی شده مامان؟
-تو اینجایی؟پس چرا در زیر زمین رو باز کردی؟
-زیر زمین؟ من اونجا چیکار دارم؟
مادرم سری تکان داد و از ساختمان خارج شد و کمی بعد برگشت.
-تو چرا هنوزبیداری؟
-خوابم نبرد.چقدر دیر اومدین مامان؟
-موندم بیمارستان کارام رو سر و سامون بدم که این یه هفته که نیستم مشکلی پیش نیاد.
سری تکان دادم.
-فردا میرید؟چه قدر زود.
-آره.
-حالا چقدرطول می کشه؟
-نمی دونم اما احتمالاً یکی،دو هفته رو طول می کشه.






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان وحشت با ارواح | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان سوزنده تر از داغ عشق | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان سوزنده تر از داغ عشق | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : سوزنده تر از داغ عشق

نویسنده : س.ر کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۱۵۲

خلاصه داستان :

لعیا از همسرش علی جدا شده و یه پسر هفت ساله به اسم کسری داره که حضانتش رو به پدرش دادند و لعیا هفته ای دو روز میتونه پسرش رو ببینه ، به خاطر این مسئله خیلی ناراحته و افسرده تر از گذشته شده ، مدام دنبال راهیه که به طور کل حضانت پسرش رو بگیره و از طریق دوستش با وکیلی آشنا میشه که این وکیل کسی نیست جز ...

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

عکس پسر هفت ساله اش را که در قاب زیبایی برایش لبخند میزد بوسید با بغض گفت : هر کاری میکنم تا برای همیشه برایم باشی …
دوباره بوسیدش ، روی میز کنار تختش گذاشت … شال سفیدی سر کرد ، چادرش را هم روی دستش انداخت ، کیفش را هم برداشت و از اتاقش خارج شد ، در حالی که به سمت اشپزخانه میرفت صدای برادرش را شنید که میگفت : دوباره چی شده ؟
- هیچی ، لعیا را که غمگین میبینم ، دلم ریش میشه !
- قربون اون دل ریش شده ات برم ، لعیا چرا غمگینه ؟
- به خاطر دوری از کسری ! بچه ام دلش خونه !
- چیکار میشه کرد مامان ، به خدا توی خونه هم ارامش ندارم ، دلم پیش شماست ، هر چی به لعیا گفتم باهاش بساز به گوشش نرفت ، حالا هم با این کارهایش ناراحتمون میکنه !
لعیا که پشت دیوار ایستاده بود ، دوباره به راه افتاد و گفت : من نمیخوام شما به خاطرم ناراحت باشید ، این برای صدمین بار !
ماهی خانم و صدرا به سمتش نگاه کردند و لعیا به سمت علی رفت ، با او دست داد و گفت : سلام ، خوش اومدی !
صدرا لبخندی زد و گفت : سلام عزیزم ، خوبی ؟
- ممنونم ، بد نیستم ! من نمیخوام برای من ناراحت باشید …
- مگه میشه ، تو خواهرمی ، عزیزمی … چطوری به خاطرت ناراحت نباشم …
- صدرا دوری از پسرم به اندازه کافی داغونم میکنه ، پش با ناراحتیتون بیشتر داغونم نکنید …
- تو که همین دیروز دیدیش !
نیشخندی زد و گفت :یه مادر هفته ای به بار بچه اش را میبینه ، آخه این انصافه ؟!
- من همه اینها رو دو سال پیش گفتم ، گفتی تحمل میکنی !
- نمیشه ، مگه تو میتونی از دخترت دور باشی …
- برای همین بود که میگفتم با علی بساز …
- اون هم نمیشد ، ازم میخواستی کسی را تحمل کنم که ازش متنفر بودم !





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان سوزنده تر از داغ عشق | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : تیدا زاده نور یا تاریکی؟

نویسنده : EVRINA کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۷٫۵ (پی دی اف) – ۰٫۶ (پرنیان) – ۱٫۲ (کتابچه) – ۰٫۵ (ePub) – اندروید ۱٫۰ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۶۸۲

خلاصه داستان :

عظمت و شکوه نیاکانمان بر کسی پوشیده نیـست ، بارها و بارها ، از حکمـرانی حـق و حقیـقت پادشـاهی نیاکانمان شنیده ایم و نشانه هایش را در ستون های قد علم کرده پــارسـه (معروف به تخت جمشید) به چشم دیده ایم .
تیدا هم مثل تو ! .. مثل ما ! … حتی نزدیک تر از هر کسی به نسل ما ! .. هویتش را جایی جا نگذاشته که بخواهد پیدایش کند ! … فقط نیازش به مــرور است و یــاد آوری !
اینجا بحث قانون و حق و عدالت نیـست ! حرف از ذات است و هویــت !
تیدا با مرور همه صفحات تاریخ خــاک خورده ، این عظمت را به چشم می بیند و معجزه وار به واسطه دروازه ملل ، به بهشتی موعود وارد می شود ، اسطوره های نامی سرزمینمان به پیشوازش می آیند و قطار حوادث با سرعت به سمتش ، مهربانی و عطوفت پادشاهی از خاندان پارسیان مجذ وبش می کند و این بار وجود پر عدالت دنیای پرشکوه نیاکانمان را تصدیق می کند .
حقیقت آنجاست … و عشق هم ! … فارق از تمام بایـدها و نبایـدها ، این عشق را مـی پذ یرد … اما مگر مـی شود بهشت موعــود مـار سیـاه و وسـوسـه طاووس نداشته باشد ؟!
این بار مقابل سوالی ذاتی خود را پیدا می کند که ذاتش … زاده نور …. یا تاریکی ؟

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

در دل تاریکی شب ، زیر نور نقره ای ماه ، در میان جنگل انبوه با درختان سر به فلک کشیده بلند و کهنسال که سر در هم فرو برده و فضای وهم انگیزی را خلق کرده بودند . دختری با لباس بلند سفید رنگ و یقه گرد و ساده که تا زیر سینه نسبتا تنگ بود و از آن به بعد پارچه نرم و لطیف لباس گشاد می شد و تا مچ پایش می رسید ، با آستین های گشاد که در مچ دست تنگ می شد . با تمام سرعت و بی وقفه درختان تنومد را دور می زد .
بلندی موهای فر درشت و مشکی اش به کمر می رسید و با دویدنش در هوا دیوانه وار می رقصید . ترس تمام وجود دخترک را پر کرده بود . صدای چند مرد و سگانی که به دنبالش بودند سکوت جنگل را می شکست . دخترک بارها از ترس به پشت سرش خیره می شد تا فاصله ی جستجوگرانش را با خود بسنجد . با اینکه تاریکی خوف انگیز جنگل مانع دیدش می شد ولی باز هم این کار را تکرار می کرد . با رسیدن به رودخانه خروشان که برخورد آب با سنگ های کوچک و بزرگ بستر رودخانه آن را هولناک تر جلوه می داد . تمام امیدش به یاس بدل شد .
زیر لب نالید :
_ خدایا ، نه !
با یک نفس عمیق کمی نفس های بریده اش را آرام کرد و خیره به آب زمزمه کرد :
_ دیگه تو هم قصد دشمنی با من رو داری !؟ … تسلیم نمی شم !
حلقه های اشک چشمانش را براق کرد ولی باز تمام سعی خود را می کرد که اشک نریزد و غرورش را نشکند ، حتی در مقابل رودخانه ای که خروشان راه اش را در میان جنگل پیش می گرفت و قدرتش را بر سرش فریاد می زد نباید می شکست !!
صدای نحس سیامک باز نفرت را به وجودش ریخت . پشت به رودخانه به طرف صدا چرخید و با همه نفرت به صدا گوش داد :
_ پیداش کنین احمقای بی عرضه مرده یا زنده ، من هنوز با این دختر نفهم کار دارم !
تیدا آرام و بی صدا ، خیره به زمین به زانو در آمد . دست های مشت شده اش را روی پایش بیش از پیش فشرد و آرام زمزمه کرد :
_ ایستاده بمیرید به از آنکه زانو زده زندگی کنید ! … من دیگه پیش سیامک برنمی گردم یه راهی پیش روم بذار ، تو که از همه بیشتر به حالم آشنایی …
سکوت جنگل و صدای جستجوگران قلب دخترک را به درد آورد . اشک بالاخره از چشماش چکید . صدایی زمزمه وار از رودخانه شنید !!!
صدا _ تیـــدا ؟! … تیـــدا ؟!
تیدا آرام و ناباور به پشت چرخید و با چشمان اشکی به شکافی بیضی شکل که به اندازه قد خودش نورانی و موج دار در وسط آب که یک وجب با سطح آب فاصله داشت خیره شد .
باز هم صدای سیامک چهره اش را به طرف خودش برگرداند :
_ چی کار می کنین یه بچه رو هم نمی تونین بگیرین بی عرضه ها ، واسه چی از من پول می گیرین ؟! اگه اون از چنگم فرار کنه شما رو به جاش جلوی سگای هار و گرسنه میندازم ! … (فریاد زد) …. زود باشین لعنتیــا !!






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان نفس نفسِ دل | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان نفس نفسِ دل | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : نفس نفسِ دل

نویسنده : سحر معتمدپور کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۳٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۲۹۸

خلاصه داستان :

دختری از جنس غم … دختری رنج دیده و محکوم شده …  دختری که از تمام علایقش گذشته… از زندگیش گذشته … از خودش… و قلبش… و فقط به یه نفر فکر میکنه .. به یه شخص .. به یه آدم… به یه پسر.. تمام قصد و نیتش شده انتقام .. شده تاوان … عسل دخترک این قصه به خاطر دلایلی از خانوادش رونده شده و حالا درطی چندین سال داره تاوان کارهای نکردشو پس میده ولی هیچوقت نمیتونه نفرت و اون حس انتقامی رو که تو وجودش رخنه کرده رو نادیده بگیره و در آخر دست به کار میشه…

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

نگاهم رو چرخوندم.توی همهمه ی جمعیت گم شده بودم از فرودگاه بدم میاددرواقع تو جاهای شلوغ و در هم برهم نمیتونم بمونم .نفسم بالا نمیومد.
یه جای خلوت پیدا کردم وبه جمعیت چشم
دوختم نمی دونم داشتم دنبال کی میگشتم شاید یه چهره آشنا…هه چه خیال خامی .چه دل خجسته ای داشتم من!!
همه مشغول رو بوسیو خوش وبش بودن ولی من چی…
بی توجه به مردم اطرافم رفتم طرف در فرودگاه اووف خیلی گرم بود آفتاب درست به فرق سرم میخورد
با دست موهامو دادم زیر شال سفیدم و شالمو یکم کشیدم جلو. سرم رو بالا گرفتم ..دلم حتی برای این آفتاب بی خاصیت تهران هم تنگ شده بود.
نور چشمام رو زد سرم رو پایین گرفتم و دوباره به اطرافم نگاه کردم .. دلتنگ بودم دلتنگ این شهر و مردمش.
زیر لب گفتم
یک پیاده رو تقریبا خلوت:
یک مرد، یک زن، یک زوج؛ خوشبختیشان پای خودشان!
یک مرد، یک مرد، یک شراکت؛ سود و ضرررش پای خودشان!
یک زن، یک زن، یک رفاقت؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان!
و انتهای پیاده رو …
یک من، یک تنهایی، یک رنج؛ آخر و عاقبتش پای تو! نفس عمیقی کشیدم و راه افتادم یه تاکسی گرفتم وآدرسودادم سرمو به شیشه تکیه دادم و
به بیرون نگاه کردم به آدم هایی که میرفتن و میومدن به شهر قدیم خودم احساس غریبی میکردم آره من اینجا غریبم با اینکه وطن خودمه ولی کسی منتظرم نیست اینجا کسی قبولم ندره.






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان نفس نفسِ دل | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان سنت شکن | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان سنت شکن | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : سنت شکن

نویسنده : الناز محمدی کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۶٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۵ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۵ (ePub) – اندروید ۱٫۰ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۵۹۳

خلاصه داستان :

به روزهای کهنه که برمی گردی ردپایی از اشتباهات می بینیم. اشتباهات کوچیک وبزرگی که گاهی سایه اش تا ابد دنبالمون میاد.درست مثل سایه ی مرگ سرد و وحشت آور…
قصه ی یک زن،یک مرد،یک کودک ویک قوم تکرار میشه.
هرکس به دنبال حرمت خودش می دوه.یکی حرمت دل ودیگری حرمت خون و هم خونی…
یک قصه ای که ساده شروع میشه. ساده رو این روزها شاید طور دیگری باید معنا کرد. چون سادگی و بغض ودلتنگی همراه هم میاد.
دو روایت داریم از دوزمان که سپری شده و درحال سپری شدنه اما نقطه ی اتصال این اتفاقات گذشته ودرحال گذر زندگی و آینده رو شکل میده. اتفاقاتی که حقیقت ها رو باز میکنه.چشمها رو بینا می کنه و می بینیم که هر سنتی حق نیست و …”

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

آفتاب مثل شمشیری آبگین شده ؛ تیغ تیزش را به رویش می کشید اما هنوز چشمهایش خیره به مسیر قدم هایی بود که حتی رد پایش راجا نگذاشت . رفت. بی مکث. پرشتاب. بی رحم .. یخ زد میان جهنم داغی که گاهی نفس ها را به گرو می گرفت ، اما حالا…
چه کسی معنای سوختن میان جهنم را می فهمید؟ شاید آن روایاتی که از زبان جهنم شعله می کشید ، از همین یخ زدگی ها بود. می سوزاند.درعین منجمد کردن می سوزاند.می برید.می کشت . غارت میکرد…
. قدمی عقب کشید و چرخ خورد. صداها درگوشش تکرار شد. فریادها … تهدیدها ولی نه یک صدا بلند تر بود. کُشنده تر بود. بی رحم تر بود. همان صدایی که زمزمه کرد وقلبش رابه تپیدن انداخت، همان صدا نبضش را هم غارت کرد.مردمک چشمهایش لرزید. بغض درتمام تنش پیچید. سینه اش جوابگو نبود.درد داشت. این زخم درد داشت.حتی بیشتر از زخمی که روی قلبش کهنه شده بود. راه رفت. کیفش روی دستش افتاد . این تکرار تاریخ بود یا مصیبتی تازه؟ باز زندگی از دستش سُر میخورد.باز داشتند تمام بی گناهی اش را با یک تصمیم ناگهانی سر می بریدند.باز زندگی در سرازیری باختن افتاد…
. اشک هایش چکید.تندتر قدم برداشت.تنه زد.ضربه خورد. دلش شکست.سخت شکست.مثل همان روزها… دنیا وارونه شده بود. یک روز او رو برگرداند و حالا…
دلش میخواست فریاد بکشد وبه دنیا بگوید دروغ است. دلش هوار کشیدن میخواست.خسته بود از بغضی چندین ساله.خسته بود از بارهایی که تنها به دو ش کشید. چرا در آن رشته کوه تنهایی ، پرنده هم بالای سرش پر نکشید تا شاید هم درد وهم بغضش باشد. فقط دل ِ کوه ِآتشفشان بدبختی به حالش سوخت تا فوران کند. تا بار دیگر مذاب بدبختی وتنهایی دورش را پرکند واو زنده زنده بسوزد.
از پیچ خیابانی گذشت. پایش به سنگ فرش برآمده ای گیر کرد وزمین خورد.صدای ناله ی زانوهایش بلند شد وکف دستانش سوخت اما ازترس سایه ای که روی سرش افتاد ؛ سریع سربلند کرد. سایه ای که یک عمر بدبختی و تنهایی روی سرش انداخته بود. باز قلبش شورش کرد. خواست بایستد اما او سمتش خم شد و فاتحانه با پوزخندش گفت:
_سنت شکن! … شعارت بود.نه؟
اشکش چکید. او فقط عاشق بود. عشق یا سنت؟ زندگی یا مرگ خاموش؟
هیبت بی رحم صاف ایستاد.لبخندش محو شد و خشم وشاید هم کینه ؛ رنگ چشمهایش را تغییر داد:
_بهت گفته بودم یابمون یابمیر…
لب هایش می لرزید.می خواست بگوید بترس از روزی که تاوان گناهت راپس دهی اما قدرت تکلمش را انگار میان آن التماس ها ازدست داده بود.
تاکی باید تاوان دل را پس می داد.می خواست داد بکشد اما سایه عقب کشید. پیروز وفاتح نگاهش می کرد. با لحنی که زندگی را برایش تلخ تر و سنگین تر ازتمام باخته هایش بود..
کسی زیر دست هایش را نگرفت.همه نگاهش می کردند مثل همان روزهایی که گذشت و بی رحمی دید و گریخت و…
بازهم داشت می باخت…
چقدر پاییز غریب بود.






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان سنت شکن | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان آن سال ها | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان آن سال ها | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : آن سال ها

نویسنده : صدف کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۹ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۷۹

خلاصه داستان :

مهناز دختری خوشبخت است و زندگی عادی خود را دارد . او دلباخته ی دوست و هم بازی دوران کودکی خود ، بیژن شده و البته بیژن هم نسبت به او بی میل نیست . اما داستان از روزی شروع میشود که خانواده ی شاهین فر مهناز را برای پسر بزرگشان ، بهرام ، خواستگاری میکنند …

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

آهسته خودش را کنار کشید و پاهایشرا از لبه ی تختخواب آویزان کرد . خواست از جار برخیزد که ناگهان در باز شد و بهرام پس از سه روز به سراغش آمد . رعشه ی خفیفی از وحشت تیره ی کمرش را لرزاند . از سر غریزه ی دفاع بی اختیار همه ی ماهیچه های تنش را منقبض گرفت و هراسان به او خیره شد . تا به حال بهرام را مست ندیده بود . تا جایی که به یاد داشت ، او هرگز لب به مشروب نمیزد . اما اینبار به قدری مست بود که نمیتوانست درست راه برود . بهرام تلو تلو خوران جلو رفت و مقابل پاهای او نشست . بوی الکل و سیگار تنش توی بینی مهناز میزد .
- چطوری خوشگلم ؟
مهناز ناگهان به گریه افتاد .
- خدا لعنتت کنه ، بچه مون رو کشتی !
لبخندی تلخ و پر حسرت روی ل های بی رنگ بهرام نشست .
- متأسفم ، اتفاق سه روز پیش اصلا دست خودم نبود . اما مطمئنی که بچه ی تو ، بچه ی منم بود ؟ یا شایدم از یک مرد دیگه …
مهناز مات و مبهوت به این تهمت آشکار او گوش میکرد . در لحظه ای خشم و نفرتش سرازیر شد . دستش را بالا برد و با همه ی قدرت سیلی محکمی توی گوش بهرام کوباند .
- خفه شو … خفه شو حیوون !
- می بینی ، خوشگلم ؟ می بینی با من چیکار کردی ؟ می بینی من توی تنهاییم به چه احتمالاتی فکر میکنم ؟ حالا بگو حق دارم دیوونه بشم یا نه ؟
حق با بهرام بود . مهناز درمانده و مستأصل سرش را میان دست هایش گرفت و نالید :
- تو روانی شدی ، زده به سرت !
بهرام خیلی ناگهانی به خشم آمد . از جا جست و در حالیکه کاملا روی تن لرزان از وحشت مهناز سایه انداخته بود ، دستش را برای سیلی زدن بالا برد و داد زد :
- آره ، زده به سرم ! میخوام بکشمت کثافت هرزه !
و باز ناگهان به گریه افتاد . مقابل پاهای مهناز زانو زد و در حالیکه ساق پاهای او را در آغوش گرفته بود و می بوسید ، التماس کرد :
- غلط کردم … غلط کردم کتکت زدم ، مهناز ! غلط کردم اذیتت کردم . منو تنها نذار ، بهم خیانت نکن ! تو رو خدا ، من می میرم مهناز ، می میرم !
مهناز جنون آمیز و هیستریک می گریست . دیگر نمیدانست باید چه کند . نمیدانست چه بر آنها گذشته بود که بهرام همیشه مغرور و محکم حالا مثل حیوانی کتک خورده کنار پاهایش کز کرده بود و گریه میکرد . قلبش در عنفوان انفجار بود . این مرد را دیوانه کرده بود . دیوانه کرده بود … .






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان آن سال ها | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان از عشق بدم بدم بدم می آید | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان از عشق بدم بدم بدم می آید | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان عاشقانه : از عشق بدم بدم بدم می آید

نویسنده : binaha کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۸٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۶ (پرنیان) – ۱٫۲ (کتابچه) – ۰٫۷ (ePub) – اندروید ۱٫۱ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۸۱۸

خلاصه داستان :

من… نه زیبایم، نه مهربانم…من، من هستم… خودم… دختری مغرور، سرگردان، سنگین، با مقداری پیچیدگی زیاد و کمی تا قسمتی افراطی بی حوصله!
من… من هستم… دختری که از تو بیزار است… از تویی که برای آرام کردن دلت، دلم را شکستی و اندک احساساتم را به تاراج بردی!
من ، من هستم.. همان منی که از عشق بدش می آید! دور بر دلم پرواز نکن! حوالی این دل، توقف ممنوع است!

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

صدای دادش پرده ی گوشم رو لرزوند!!باورم نمیشد خودش باشه!اینی که با صورت برافروخته و ابروهای گره کرده زل زده به صورتم و فریاد میزنه،همون آدم به شدت خونسرد و آروم گذشته باشه…همون آدمی که تو بدترین شرایط،حتی وقتی که یه کلام روی حرفش وایساده بود،آرامش تو رفتارش موج میزد!!!
بهم خوردن لباش رو میدیدم…حرکت انگشتاش رو بین موهاش…کلماتی که تند تند از دهنش خارج میشدن و … حلقه ی اشکی که بیشتر از حلقه ی تو انگشتاش میدرخشید!!!همه رو میدیدم تو یه سکوت و بهت پررنگ غرق بودم…
بغض پررنگی تو گلوم خونه کرده بود.یه بغض به پررنگی اینهمه سال رنج…رنجایی که بلاخره،تو قالب کلمات، داشتن از وجودش فوران میکردن…
دستش به طرف کتش رفت..از روی مبل چنگش زد …
ذهنم داشت به کار می افتاد….نمیخواستم گذشته تکرار شه…بس بود هرچی کشیده بودم…با خفه ترین صدای ممکن اسمش رو به زبون آوردم…بعید میدونستم بشنوه…ولی شنید…برگشت و خیره شد به صورتم…به صورتی که مطمئنا از رد سیلیش سرخ بود…
گذاشتم این بغض لعنتی سر باز کنه…گذاشتم همه ی حرفام برای تبرئه کردنم اشک بشن و لیز بخورن رو گونه هام!گذاشتم جلوش بشکنم…گذاشتم ببینه ضعفم رو…بازم من بودم که جلوش شکستم…
-من…
قبل از اینکه بتونم حرفی بزنم،پوزخند زد…سیب گلوش لرزید…میدونستم بغض داره،اما پوزخند زد…هنوز چشماش از اشک میدرخشیدن…-تو چی؟؟؟
یه قدم بهم نزدیک شد…
یه قدم عقب رفتم…
یه قدم دیگه برداشت و با خشونت موهام رو چنگ زد…
بی توجه به اشکایی که صورتم رو میشستن،سرم رو بالا کشید…سرش رو پایین آورد…
گوشم رو گرفت جلوی دهنش…نزدیک نزدیک…صدای عصبی نفساش،مو به تنم سیخ میکرد…با عجز نالیدم…
موهامو بیشتر کشید…سرش رو نزدیک تر آورد…از بین فک قفل شده اش غرید-دیگی که برای من نجوشه،میخوام سر سگ توش بجوشه!
اینو گفت و موهام رو ول کرد و به طرف تخت هولم داد…قبل از اینکه بتونم از دردی که تو وجودم پیچید،ناله بکنم در اتاق بهم خورد و رفت…
من موندم و یه وجود پر زخم و سر پر حرف و قلب پر درد…
من موندم یه عالم حماقت که داشتن بهم دهن کجی میکردن!





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان از عشق بدم بدم بدم می آید | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان طعم گس زیتون | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان طعم گس زیتون | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : طعم گس زیتون

نویسنده : باران ستاک کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۰۵

خلاصه داستان :

زیتون وارد زندگیه محمد میشه تصمیم داره بهش نزدیک شه اونم به خاطر امیر .امیر کیه ؟ مرد گذشته زندگیش . در گذشته زیتون به تلافی رفتار امیر سعی میکنه عوض شه وعوض میشه اما با همه ی تغییراتش نمیتونه توجه امیر و به دست بیاره . اون که متوجه میشه امیرهمیشه توجهش به دخترخاله شه واسه نابودی فرشته چاهی میکنه که خودش درش گرفتار میشه وحالا بعد از دوسال به نیت انتقام برگشته و میخواد همه رو نابود کنه . زیتون بد شده خیلی م بد و این بد بودن زندگی همه رو تحت شعاع قرار میده .

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

زبان روی لب خشک شده ش کشید و قدمهای محکمش را یکی پس از دیگری پست سر گذاشت . نگاهی به قبرستان خالی روز یکشنبه انداخت . ترس نشسته گوشه ی دلش را پس زد . نباید میترسید نباید سست میشد . قرار بود گس باشد قرار بود تلخ کند زندگیها را . امده بود جهنم بسازد . تلخ بود و زهر میکرد هرکامی را . قدمهایش محکم تر شدند . ترس رفت نفرت امد . کینه رشد کرد و اتش انتقام زبانه کشید. این اتش گر میگرفت و همه جا را میلعید .
بالای سنگ سیاه ایستاد . دست به سینه و استوار . کج خندی گوشه ی لبش ظاهر شد ! رنگ لبخند گرفت ! پررنگ شد . قهقهه زد . صدای قهقهه ش در فضای خلوت قبرستان اکو پیدا کرد . لرزید اما نترسید . بغض کرد اما اشک نریخت . کنار سنگ سیاه نشست . دستش مشت شد و روی سنگ قبر سیاه فرود امد . درد کشید اما لب نزد . مشتی دیگر روی سنگ سیاه زد . نوشته های طلایی ش را از سر گذراند .
دستی روی سنگ کشید . سرد بود ! سردِ سرد .
-دیدی عمو بچه هات رضایت دادن بلاخره ؟
باز قهقه زد و گویی شیطان در این خندیدن ها همراهیش میکرد: فکر کردن من زیتون گذشته م . نیستم عمو . بهم حق بده نباشم دیدی که پسرت با نخواستنن و تحقیرش چی سرم اورد دیدی زیتون نجیب و سربه زیر یه شبه چادر نجابتشو پرت کرد گوشه ی حیاط . دیدی زیتونی که سرش میرفت نمازش نمیرفت به جایی رسید که دستش تو دست نامحرم نشست و خیالش نگزید . همه اینا رو دیدی و تف کردی تو صورتم بدون اینکه یه بار به خودت بگی چرا زیتون؟ مگه ارزش عشق امیرطاها چقدر بود که تو واسه ش دین و دنیاتو دادی؟ زیاد بود عمو . زیاد بود پدرشوهر عزیزم .
دوباره پوزخند روی لبش نشست: دیدی عمو تو یه روزی دو تا نسبت نزدیک باهام داشتی مگه میشد بچه هات واسه این نسبتا رضایت ندن اما عمو جون اشتباه کردن منِ مارخورده و افعی شده رو نشناختن دوسال درس یاد گرفتم و نقشه کشیدم قراره همه ی خونواده تو نابود کنم اول از همه بهتره نسبت مُردمو زنده کنم . یعنی بشم عروست .
دوباره میشی پدرشوهرم .
بازهم قهقهه ی شیطانی ش به هوا رفت و میان فضای سرد و مرده ی قبرستان پخش شد: نترس عمو جان قرار نیست بشم زن امیر طاها میدونم اون زن گرفته دختری که شما ازش متنفر بودین حالا عروستونه من با حماقتم باعث شدم شما به اون ازدواج راضی تر شین .






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان طعم گس زیتون | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان تشویش | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان تشویش | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : تشویش

نویسنده : specialstar کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۰٫۸ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۶ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۷۲

خلاصه داستان :

تشویش روایت دختری است که یک روز به اتفاقات اطرافش توجه بیشتری می کند. در این بین اتفاقاتی برای او می افتد که شاید روزانه در زندگی خیلی ها بیوفتد اما به آنها دقتی نمی کنند و به راحتی رد می شوند….

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

از دنیای خواب, مکانی که روح ها به هم برمی خوردند, آرام بیرون آمدم و صدای زنگ ساعتم چکش وار روی سرم کوبیده می شد. چه لذت بخش است وقتی با چنین صدای اعصاب خورد کنی بیدار می شوی و یادت میوفتد که هنوز زنده ای!
دست بی رمقم را به طرف ساعتم دراز می کنم و آن صدای آزاردهنده را قطع می کنم و دوباره سرم را روی بالش گرم و نرمم می گذارم. در این جهان بی در و پیکر هیچ کس منتظر من نیست که اگر چند دقیقه بیشتر بخوابم کارش لنگ بماند. یادم نمی آید که چه کسی این جمله را به من گفت: لذتی که در چند دقیقه خواب بیشتر است, در ساعت ها خوابیدن نیست!
هر که بود, عین حقیقت را گفته است.
اما این چند دقیقه نه تنها از خواب آلودگی کم نمی کند, بلکه خسته و آشفته تر هم می کند.
اما چاره چیست؟
این نیروی جاذبه ی تخت خواب گرم در روزی سرد است و کاری هم نمی توان کرد!
درگیر همین افکار بودم که آن چند دقیقه هم گذشت. دیگر حوصله ی تمرکز و بازگشت به دنیای خواب را نداشتم. دستانم را در هم قلاب کردم و محکم به طرف بالا کشیدم تا صدای ترق و تروق استخوان ها یا بهتر است بگویم فرار خستگی از تن کوفته ام را بشنوم.
بعد روی تخت نشستم و در حالی که خمیازه می کشیدم, چشمانی که حتم دارم به رنگ قرمز در آمده اند را مالیدم تا خواب از آن ها دور شود. نور خورشید از پنجره به داخل اتاق آمده بود و … نور خورشید؟!
نگاهم به سرعت چرخید و روی جانماز تا شده ام ثابت ماند. دوباره و هزار باره نمازم قضا شده بود. خستگی را بهانه نمی کنم چون عذر بدتر از گناه است.
کلافه بودم, کلافه تر شدم. این هم از همین اول یک صبح سرد و پاییزی!
به قول معروف:” سالی که نکوست, از بهارش پیداست!”
تلوتلو خوران به طرف دستشویی رفتم و آبی به سر و صورت پریشانم زدم تا اثر خستگی که در تلاشم بهانه اش نکنم, از وجودم دور شود. گرسنه بودم. درست به یاد ندارم اما به گمانم دیشب شام هم نخورده بودم. اصلا دیشب کاری به غیر از رفتن به تخت خواب کرده بودم؟ یادم نمی آید. خستگی…نه بهانه اش نمی کنم!
به آشپزخانه رفتم و مطابق عادت اول چای ساز را روشن کردم و بیسکوئیت را از کابینت درآوردم. حوصله ی گرم کردن نان و لقمه گرفتن را هم نداشتم. همان طور که منتظر بودم چای دم بکشد, متوجه چراغ چشمک زن دستگاه تلفن شدم که روی کابینت بود. یعنی سفارشات مادر از همین اول صبحی شروع شده است؟!






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان تشویش | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده)

نویسنده : Sanaz.MF کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۱۶۶

خلاصه داستان :

الان نوزده سال از گمشده دوقلو های ایناز میگذره… هر چهارنفری که دارای قدرت کنترل عناصر هستن نگرانن که قدرت انها به کی میرسه… عنصر پدرام و نیلو باید به افشین و ارشیا میرسید اما خبری نیست… همه نگرانن که نکنه نسل کنترل کنندگان عناصر از بین بره…
تو این بین ایل ناز و الناز مدرسه اشون تموم میشه و پدرشون اجازه ی کنکور دادن نمیده و اونا هم که خودشون مشتاق نبودن میرن دنبال کار و واسه وضعیت بد مالیشون مجبور به کار در خانه ها میشن و از قضا میرن به خونه ی نیلوفر حمیدی و پدرام و امیری.

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

***ایل ناز***
پاهام و به دیوار تکیه زدم و روزنامه رو پرت کردم یه گوشه… الناز با صدای خسته ای گفت:
: پیدا نکردی؟؟؟
: نیست که نیست که نیست. حالا چه غلطی بکنیم؟؟
با لحن با نمکی که همیشه من و به خنده می انداخت گفت:
: میریم به ددی میگیم اجازه صادر کنه ما تو کنکور شرکت کنیم اون وقت میریم پی درس و مشقمون..
به پهلو خوابیدم و دستم و زیر سرم گذاشتم… لبخندی زدم:
: بی خیال بابا… ما اگه درس خون بودیم سال دوم دبیرستان نمیفتادیم.
زد زیر خنده:
: اون که بخاطر اون امتحان خط بود.
نیشخندی زدم:
: سه سال هنر خوندیم بالاخره هم نتونستیم یه بار درست بنویسیم… تازه امتحان فزیک هم بوداااا اونم افتادیم… شهریورم قبول نشدیم.
: بس که ما نمونه ایم..
نشستم… روزنامه بعدی و برداشتم و گفتم:
: الی دارم روانی میشم…
جوابی نداد… با تعجب سرم و اوردم بالا و بهش نگاه کردم که دیدم تو فکره داد زدم:
: الی… الناااز…
به خودش اومد و با گیجی گفت:
: ها؟؟چته؟؟؟
: کجایی دختر؟؟؟
با لحن پر تردیدی گفت:
: میگم ایل ناز هستی بریمتو خونه مردم کار کنیم؟؟؟
چشمام گرد شد و اخمی کردم:
: چشمم روشن همین مونده… تو یه درصد واسه غرورت ارزش قاعلی…؟!






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان عناصر موروثی (جلد سوم آتش افزار گمشده) | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان لحظه های عاشقی | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان لحظه های عاشقی | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : لحظه های عاشقی

نویسنده : •●★Love Rain★●• کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۲٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۸ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۲۸۰

خلاصه داستان :

این رمانی است پر از عاشقی …
عشق های مختلف ، آدمای مختلف ، با خصوصیات اخلاقی مختلف …
اما … همه ی شخصیت های این داستان تو یه چیز مشترکند … همه عاشق اند …
پشت این چشم ها ابر ها درگیرند و من کنار خنده هایت می مانم …
در لحظه های عاشقی …

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

کلید و انداختم و در خونه رو باز کردم . فکر کنم طبق معمول کسی خونه نباشه . مائده که مدرسه است کلاس تقویتی داره . مادرم هم که حتما خونه ی یکی از همسایه هاست . پدرم هم که مغازست . اومدم توی اتاق … کیفم رو یه گوشه انداختم … خیلی گشنمه … صبحونه که نخوردم ، دیشب هم گرسنه خوابیدم … رفتم توی آشپرخونه بلکه یه چیزی پیدا کنم و بخورم . در یخچال و باز کردم … خداروشکر یکم از غذای دیشب مونده … کتلت سیب زمینی رو با یه تیکه نون برداشتم و رفتم تو اتاق … نشستم پشت سیستم ، با سر انگشت شست پام کیس و روشن کردم و یه لقمه از کتلت خوردم … اممم … خوشمزست … هر چند الان سنگ هم میذاشتن جلوم می خوردم … منتظر شدم صفحه بالا بیاد .
خب من راحله ام ، دانشجوی سال دوم پزشکی … ۲۱ سالمه … تو یه خانواده ی متوسط زندگی می کنم . با مادر و پدر و خواهر کوچکترم … با خواهرم ۴ سال اختلاف سنی داریم … اونم تجربی می خونه و دوست داره پزشک مغز و اعصاب بشه . وضع مالیمون متوسطه … خداروشکر هر چی نیاز داشتیم برامون مهیا بوده . حالا می گم هر چی نه اینکه هر روز یه چیزی بخوایم … چیزی که واقعا نیاز داشتیم و می دونستیم مادر و پدرمون توانایی تهیه ی اونو دارند . دانشگاه اصفهان درس می خونم . سال دوم تونستم پزشکی دولتی شهر خودمونو بیارم با یه رتبه ی سه رقمی … خداییش هم لیاقتشو داشتم … کم نذاشته بودم .
خب حالا اگه این صفحه باز شد ، چقدر سرعت پایینه … آهان بالاخره اومد … اسم و پسووردمو می زنم و وارد انجمن می شم … اوه چقدر پیام دارم … ۱۰ تا پیام …خب نزدیک دو هفته ای میشه که سر نزدم . تو یه انجمن عضوم … نزدیک ۴ سالی میشه … واسه سرگرمی بد نیست .
خب یه سری هاش که تبلیغه هیچی … می مونه ۳ تاش … یکی اش از دوستم سحره ، بازش می کنم نوشته : ” سلام راحله … کجایی ؟ چرا پیدات نیست ؟ دلم برات یه ذره شده … “
سحر دختر خیلی خوبیه جوابشو می فرستم : ” سلام آبجی خوبی ؟ هیچی درگیر درس و دانشگاهم … دل منم برات تنگ شده خواهری … “
پیام بعدی هم یکی از این افراد مزاحم بود که میان الکی چرت و پرت میگن … پیام آخرم پیام دوستی بود … اینکه پیام میدن شما رو جزو لیست دوستام کردم . پیام رو باز می کنم : ” سلام ببخشید که بدون اجازتون شما رو به لیست دوستام اضافه کردم ، خوشحال میشم دوستی مثل شما داشته باشم . “
اوه … چقدر لفظ قلم … واقعا خوشمان آمد …
وایسا ببینم طرف کیه …
چـــی ؟ Male ؟ عمرا … خب چی کار کنم … من اینجوریم دیگه … خوشم نمیاد با پسر جماعت اونم از نوع غریبش هم کلام شم … تو یه خانواده ای بزرگ شدم که نه زیاد محدودیم و نه آزاد آزاد … پدرم میوه فروشی داره و مادرم خانه داره … خب دنیای مجازی هم فرقی با دنیای واقعی نداره که …
اوه اوه … طرف آنلاینه … منم دو ساعت تو پروفش دارم پرسه می زنم … راجبم چه فکری می کنه خدا داند … ما که ۲ ساعته تو پروفشیم بزار یه سری اطلاعات کسب کنیم ( البته فقط از سر کنجکاویه ها )






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان لحظه های عاشقی | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان جنحه | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان جنحه | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : جنحه

نویسنده : Ki Mi Ya ● $h کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۶٫۰ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۶۰۴

خلاصه داستان :

برملا شدن حقایقی از گذشته، زندگی خانواده ی احتشام را دچار تغییر می کند.
گناه پشت گناه…
اشتباه پشت اشتباه…
مردی که می میرد و کودکی که متولد می شود…
جنحه های بزرگ و کوچکی که زندگی سه خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و عشق آرام و دور از انتظاری که در این میان شکل می گیرد…

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

صدای جابجایی وسایل بنایی و اجر و داد و فریاد کارگرها، مثل پتکی بود که بر سرش کوبیده می شد… نگاهش را از ساختمان نیمه ی کاره ی پیش رویش گرفت و وارد حیاط کوچک مجتمع شد…
پله های منتهی به ساختمان را پشت سر گذاشت و درِ دودیِ شیشه ای را به جلو هل داد… دماغش را بالا کشید و برای نگهبان سری تکان داد…
با دیدن برگه ی A4 چسبیده به در فلزی آسانسور رویش با ماژیک سبز و خط خرچنگ قورباغه ای نوشته شده بود “خراب است” ، آه از نهادش بلند شد…
با حرص لگدی به در فلزی اسانسور کوبید و در مقابل نگاه مواخذه گر نگهبان، چشمهایش را گرد کرد…
خسته و کوفته پله ها را تا رسیده به طبقه ی چهارم پشت سر گذاشت و نفس نفس زنان پشت درب چوبی اپارتمان ایستاد…
کلید انداخت و وارد خانه شد… کتانی هایش را با فشار به بغل پا در اورد و توی جاکفشی پرت کرد و متعجب از سکوتی که خانه را فرا گرفته بود صدا زد: مامان؟! خونه نیستی؟! سودی؟! سودی جون؟!
جوابی دریافت نکرد… ابرویی بالا انداخت و راهروی یک متری را رد کرد…
صدای ترق و تروق جابجایی ظروف از اشپزخانه می امد… کوله اش را روی مبلی پرت کرد… سارا به عقب چرخید و از پشت اپن کله کشید… با دیدنش اخمی کرد و مجددا مشغول زیر و رو کردن محتویات تابه شد…
با ابروهای بالا رفته، طلبکار گفت: علیک سلام…
سارا محلش نداد…
باز با همان لحن حق به جانبش پرسید: مامان خونه نیست؟!
سارا بی اینکه برگردد به سردی پاسخ داد: توی اتاقشونن…
از پشت سر شکلکی برای سارا در آورد و به طرف اتاقش راه افتاد…
با دیدن کیان که با سر و صورت خیس از دستشویی بیرون می امد، مکث کرد…





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان جنحه | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان آخرین شعله شمع | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان آخرین شعله شمع | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : آخرین شعله شمع

نویسنده : پ.غفاری کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۵٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۱٫۰ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۵۶۷

خلاصه داستان :

ترلان یک دختر جوونه که همراه خواهرش سالها تحت سرپرستی دایی و زندایی زندگی کردند. به خاطر برخی مشکلات تصمیم به جدایی می گیرد و با اقدامی تمام زندگی خود را تحت الشعاع قرار می دهد و ناخواسته درگیربازی مرد جوانی می شود که با هدفی خاص مدتهاست او را تحت نظر دارد .
بستر زمانی و مکانی داستان حال و جامعه امروزیست. اما گذشته دختر جوون داستان، بر حال و آینده اش تاثیری ژرف خواهد گذاشت…
تنهایی، عشق و ایثار کلمات کلیدی این رمان است.

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

راهی ام کن
-مرخصی شما….بلند شو دیگه….انگار دلت نمیاد بری!
-مرخص؟؟
پرده اتاق را کنار زد و نور با تمام حجم بی وزنش، توی اتاق کوچک اما شیک و خصوصی ام چنبره زد.
چشمهامو کمی باز و بسته کردم هنوز تاب این روشنایی ناگهانی رو نداشت…باید عادت می کرد ..کم کم و نرم نرم…درست مثل خودم که باید عادت می کردم نرم نرم و کم کم…
-فکر می کردم باید چند روز تحت نظر باشم طور خاصی نگاهم کرد.
سر جایم نیم خیز شدم. نگاهش هنوز با همون نامهربونی روی تنم می چرخید.
-درد دارم یه کم..
حس کردم پوزخندی روی چشمهاش نشست اما هنوز به لبش نرسیده بود که ویبره پیجرش حواسشو پرت کرد و چند ثانیه نگاه سردشو ازم دور کرد.
-بلند شو..بلند شو کم ناز کن…دردت طبیعیه…ناسلامتی یه عمل سخت داشتی ولی نترس خوب میشی..چشمت هم دنبال مسکن نباشه که هیچ خوب نیست بهش عادت کنی.
عادت! چه کلمه آشنایی! ولی باید عادت می کردم…
-میشه کمکم کنید بلند شم؟
با بی میلی به سمتم اومد…نگاهم زوم اون تیله های نامهربون توی صورتش بود…انگار دنبال حرفهایی می گشتم که خودمو مستحقش می دونستم..پیش پیش ، پیِ سرزنش اطرافیان بودم. شاید به همین خاطر همه حرکاتش به نظرم ملامت بود و شماتت..حتی رنگ روشن چشمهاش هم انگار از آتش نفرت درونش تلولو گرفته بود!






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان آخرین شعله شمع | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


دانلود رمان شهربازی | اندروید ، آیفون ، جاوا ، pdf و موبایل

دانلود رمان شهربازی | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل, دانلود رمان ایرانی, دانلود رایگان رمان, دانلود کتاب داستان, رمان عاشقانه, دانلود رمان عاشقانه pdf, دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید

 

نام رمان : شهربازی

نویسنده : allium کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۷ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۸۵

خلاصه داستان :

این دنیا مثله شهربازی میمونه یه عده وارد بازی میشن و یه عده بازی ها رو هدایت میکنن یه عده هم بازی های جدید طراحی میکنن، این میون یه عده بازی می خورن و حالشون بد میشه و یه عده سرخوش از هیجانات کاذبی که بهشون دست داده بلند بلند می خندن و حتی به اونهایی که بد حالن نگاه هم نمی کنن.
دختر قصه ی ما تو این شهربازی بازیچه ی دست مردان مهم و عزیز زندگیش میشه و تو همین بازی ها کم کم بزرگ میشه…

 

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای کلیه ی گوشی های موبایل (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

_بس کن مریم ،تا کی می خوای تو سرم بکوبی. آخه چه جوری بگم که باور کنی ،به چه زبونی بگم غلط کردم …بفهم مریم بفهم که من عاشقت بودم و هستم ، منِ احمق ترسیده بودم خیر سرم اون کارم به خاطر علاقه ی زیادم کردم چرا قبول …
صدای جیغ مامان مانع شد تا بابا نتونه ادامه ی حرفش و بزنه
_ بسه دروغ نگو کدوم علاقه اگه دوسم داشتی ، اگه فقط یه ذره به منم فکر کرده بودی این کارو باهام نمی کردی ،یه بچه رو این وسط بازیچه قرار نمی دادی ، بچت نمی شد وسیله تا به هدفت برسی. بچم چه گناهی کرده که من نمیتونم درست باهاش برخورد کنم ، که هر وقت می بینمش یادم میاد شوهرم چه کرده با من . بد کردی حمید ، نمی تونم فراموش کنم ، خسته شدم…
برای اینکه ادامه ی این دعوای هر روزه رو نشنوم رفتم به سمت پشت بوم .
دیگه حالم از این دعوا به هم می خوره.
خسته ام از این بغض تو گلو که انگار با من متولد شده.
از قایم شدن به اندازه ی تمام عمرم خسته ام.
خونمون رو دوست دارم یه خونه ی بزرگ که جا زیاد داره واسه وقتایی که نباید تو چشم باشی وقتایی که نباید دیده بشی.
با دور شدن از اونا صداشون دیگه بهم نمی رسید اما چه فایده وقتی که حرفاشون ، دلیل دعواهاشون ، روی روحم حکاکی شده.
خیلی سخته اسمت توی دعوای هر روزه ی پدر و مادرت باشه.
اما سخت تر از اون اینه که خیلی های دیگه هم این دعوا رو دید و شنیده باشن.
درد داره که برای پدرت وسیله بوده باشی و برای مادرت نا خواسته و مانع پیشرفت…





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود رمان شهربازی | اندروید آیفون جاوا pdf و موبایل، دانلود رمان ایرانی، دانلود رایگان رمان، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


 دانلود کتاب رمان اسارت عشق با لینک مستقیم


دانلود کتاب رمان اسارت عشق با لینک مستقیم

 

دانلود کتاب : اسارت عشق
نویسنده: محمد ابوالقاسمی
زبان: فارسی
نوع فایل: PDF
تعداد صفحات: 58
حجم کتاب: 471 کیلوبایت
توضیحات:
آپارتمان سرهنگ در طبقه سوم شماره 14 خیابان جانباز قرار دارد، خیابانی مشجر به درختان نارنج و بید لرزان که سکنه آرام و کم جنب و جوشی دارد. سرهنگ در این محله ساکت و خلوت، در آرامش کامل دوران بازنشستگی خود را می گذراند. همسر سرهنگ سالها پیش فوت کرده و تنها دخترش در آلمان زندگی می کند. دخترش پس از اتمام دوران دانشگاه تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود و سرهنگ نیز از خودگذشتگی نشان داد و اجازه داد که او را ترک کند. حالا یکی از سرگرمی های زندگی یکنواخت سرهنگ، تماسهایش با دخترش است که به طور مرتب هر هفته در روزهای یکشنبه و چهارشنبه راس ساعت 7 می باشد...

 

 

دانلود کتاب رمان اسارت عشق با لینک مستقیم





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود کتاب رمان اسارت عشق با لینک مستقیم، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :


 دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم


دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم

 

 دانلود کتاب : یاس های خردلی
نویسنده: مهناز پارسا
زبان: فارسی
نوع فایل: PDF
تعداد صفحات: 144
حجم کتاب: 399 کیلوبایت
توضیحات:

اولین رمان مهناز پارسا، داستان یک زوج و ماجراهای آنها تا جدایی...

 

دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم






نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود کتاب رمان یاس های خردلی با لینک مستقیم، دانلود کتاب داستان، رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه pdf، دانلود رمان مخصوص گوشی های اندروید،
لینک های مرتبط :




دانلود رمان




مدیر سایت: اشکان پویان
بک لینک در 780(وبلاگ و وبسایت) با اتوریتی بالای 50



تبلیغات متنی
دانلود مقاله و تحقیق
چت روم
دانلود آهنگ جدید

اخبار پرسپولیس
تبادل لینک
پخش پنیر پیتزا
Online music lessons
Oud lessons
درب ضد سرقت
پایگاه خبری بازخبر
دانلود آهنگ جدید موزیک سال
دکه خبر
منطقه 22 تهران
دستگاه لیزر
لیزر برش و حکاکی فلز
توری مش توری فلز
رویدادهای ایران و جهان
اجاره آپارتمان مبله تهران
لاغری
دانلود فیلم کنکور
تحصیل رایگان برای همه
رژیم لاغری سریع
فیتنس
برنامه بدنسازی
چاقی
چربی سوز
قرص لاغری
ساک دستی تبلیغاتی پارچه ای
دستگاه سنگبری و سرامیک بری
دستگاه سنگبری و سرامیک بری

طراحی قالب وردپرس

دستمال کاغذی
دستمال کاغذی تبلیغاتی
ساخت ایمیل
استخدام فریلنسر
بازار کار آنلاین
کسب درآمد اینترنتی
فریلنسر
تایپ در منزل
ترجمه در منزل
سایت برونسپاری
زبان بدن هیلاری کلینتون
دانلود
دستمال کاغذی تبلیغاتی
تور ارزان از مشهد
تور کیش از مشهد
طراحی سایت مشهد
تور دبی از مشهد
جاذبه های گردشگری-مجله
دستگاه تصفیه آب
دستگاه تصفیه آب خانگی
تصفیه آب خانگی
خرید دستگاه تصفیه آب خانگی
انکد دیکد انلاین تولز
دکوراسیون مغازه
اسکریپت ایرانی
کسب درامد اسکریپت بلگفا
تازه های تکنولوژی

قصر ناز چت ققنوس
چت روم ناز عسل
اصفهان چت دلسوز چت
گروه صنعتی محمودی
دستمال کاغذی تبلیغاتی
دستگاه تصفیه آب
دستگاه تصفیه آب خانگی
متخصص ارتودنسی
برندینگ
جراحی زیبایی بینی

انجام پایان نامه
رژیم لاغری سریع
قرص لاغری
لاغری
بهترین داروی لاغری
بهترین قرص لاغری
کنکور
بلیط چارتر
طراحی بنر حرفه ای
طراحی بنر
طراحی بنر تبلیغاتی
طراحی لوگو
طراحی آرم
طراحی آرم شرکت
طراحی بنر حرفه ای
طراحی بنر
طراحی بنر تبلیغاتی
طراحی لوگو
طراحی آرم
طراحی آرم شرکت
آگهی رایگان
خرید آپارتمان
خرید دوربین مداربسته
هوشمند سازی ساختمان
هوشمند سازی ساختمان
تشک رویا
دانلود آهنگ جدید دانلودستان
دانلود اسکریپت
بانک اطلاعات هتل
چت
اجاره آپارتمان مبله تهران
دابسمش ایرانی
دانلود پایان نامه ارشد
خرید پایان نامه ارشد

دانلود فیلم هندی
دانلود فیلم 2017
قیمت ایزوگام

خرید هاست
بهترین جراح بینی
فروش پایان نامه ارشد
دانلود پایان نامه ارشد
پایان نامه
پایان نامه ارشد حقوق
تجمیل الانف فی ایران

ابزار گرافیک
آموزش فتوشاپ
آموزش گرافیک
مشاوره حقوقی
وکیل
موسسه حقوقی
وکیل یاب
چت روم
چت
فلزیاب طلایاب گنج یاب
سایت ساز
طراحی سایت املاک
ژله وی پی ان ، وی پی ان
وی پی ان رایگان ، وی پی ان
ژله وی پی ان ، خرید وی پی ان
وی پی ان رایگان ، وی پی ان موبایل
دانلود اهنگ
دانلود آهنگ رپ
درب اتوماتیک
آموزش ازدواج و زناشویی
قالب وردپرس
عرقیات
بازی آنلاین
خرید vpn وی پی ان
جی تی ای | سمپ آنلاین
گاد لایف | زندگی مجازی
مرجع چیت و تقلب کانتر
تهران موزیک
پیگیری وام ازدواج
پایان نامه حسابداری
دانلود پایان نامه
مرجع دانلود پایان نامه های ارشد
پایان نامه های ایران داک
مقاله و پایان نامه ارشد
پایان نامه ها
دانلود پایان نامه ارشد
مرجع دانلود پایان نامه های ارشد رشته عمران
دانلود فایل پایان نامه
سایت دانلود پایان نامه
پایان نامه ارشد
پایان نامه مدیریت
پایان نامه کارشناسی
گل و گیاه
سرویس وبلاگدهی وردپرس
درج بک لینک دائمی رایگان
پایان نامه برق
پایان نامه رایگان
بهار فایل
پایان نامه ارشد روانشناسی
ارشد فایل
اصیل فایل
دانلود پایان نامه ارشد
دانلود پایان نامه ارشد همه رشته ها
دانلود نمونه سوال دکتری
پایان نامه ارشد حقوق
پایان نامه
پایان نامه شیمی
پایان نامه عمران
پایان نامه کامپیوتر
پایان نامه اقتصاد
پایان نامه
پایان نامه ارشد صنایع
پایان نامه زبان
پایان نامه ارشد
پایان نامه کشاوری
پایان نامه تاریخ
پایان نامه های ارشد
فروش آنلاین نهال
پایان نامه حقوق
درج آگهی رایگان
دکتر سلام
ققنوس چت

نویسندگان
آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 

دانلود اهنگ شاد دانلود رمان عاشقانه بدون سانسور سیستم وبلاگدهی خرید هاست لینوکس طراحی چتروم در تبریز کانکس مسکونی ارزان ثبت شرکت ارزان قیمت بیت کوئین سایت طراحی ازاد طرح دانلود بازی بدون سانسور دانلود والپیپر عاشقانه جدید دانلود فیلم خارجی دانلود کلیپ خنده دار آشپزی ایرانی عکس نوشته های عاشقانه دانلود نرم افزار 2017 اطلاعات پزشکی پنل اس ام اس انجمن تفریحی حد و حدود دکوراسیون داخلی اداری مجله پوست و مو رابطه جنسی در دوران عقد سایت قرانی دانلود موزیک جدید عکس و بیوگرافی دانلود بازی انلاین دنا موو دانلود نرم افزار سایت سرگرمی تکناز شلوغ چت الوند وب فیلم ایرانی 96 تور اروپا ارزان مجله خودرو خارجی بازی اندروید رایگان دانلود اهنگ قدیمی دعای خوابدعا برای پولدار شدن خبرگزاری بورس دانلود اهنگ ایرانی دانلود عکس متن داربای کاسیو اخبار روز ایران و جهان سایت تفریحی و سرگرمی دانلود آهنگ جدید احسان خواجه امیری ضرب المثل های خنده دار دانلود بازی چند نفره اندروید قیمت انگشتر جواهر سایت ماشین خودرو برلیانس محصولات ورزشی دانلود کلیپ آموزش رقص دانلود نرم افزار تلگرام  دانلود عکس عاشقانه اخبار سیاسی اس ام اس آرزوی سفر خوش آلاله چت مجله غزاله دانلود عکس اس ام اس تولد عاشقانه دانلود والپیپر اچ دی دانلود آزمون رشته ریاضی دانلود نرم افزار دوست دختر یابی دانلود نرم افزار حسابداری رایگان تعرفه طراحی چت روم پایگاه خبری دانلود کتاب آموزش سحر و جادو قیمت خط موبایل ثابت مدل مانتو تنگ و کوتاه نمونه سوالات تافل دعا ثمانین ایه دانلود کلیپ جنیفر لوپز مدل لباس پاکستانی سایت تفریحی سرگرمی سایت تفریحی سرگرمی دانلود موزیک ایرانی